و علی قربه الی الله کشته میشود . بدست کفار ؟ نه بلکه بدست کسی که جای مهر بر پیشانی اش فرو رفته ، علی با همه رنج هایش در گوشه مسجد از پشت خنجر می خورد . نه از جلو در میدان نبرد . و نه در نبرد با عمرو بن عبدود . در نبرد با بی صفتی همچون ابن ملجم . علی را نه ابن ملجم کشت نه قطام و نه هیچ کس دیگر علی بدست تحجر کشته شد ...
اولین روز مدرسه برای من روز خوبی نبود . نه برای من بلکه برای همه ماها و من ها . روز رسمیت یافتن قانون . روز جدایی آغوش مادرانه ! روزی بشدت مردانه ! روزی که من مرد شدم! روزی که حتی بعضی دخترها هم ادعا می کنند مرد شدند ! روزی که ...
زندگی حسرت یک فرصت عالی زالست
زندگی غصه دیروز که رفتست زدســـــت
زندگی حادثه مبهم یک خواب عجیـــــب
رفت و برگشت خلائق ز سر کوی حبیب
زندگی حکمت اجباری یک حاکم شــرع
زندگی دغدغه اصل ز پسخانه فـــــــــرع
زندگی خوردن چوب از همـه و همسایه
زندگی دشت پر از رنگ ولــــی بی مایه
زندگی سکته یک قــلب سراسر عاشق
ســازش دختــر مـــــــــه با پســـر نالایق
زندگی خودکشی یک سگ ولگرد وغریب
زندگی بوی خـیانت زنـــدگی بـــوی فریب
زندگی در سر ما بی پی و شالوده شده
معنی عشق کنـــون در لجن آلوده شده
زندگی تجــــربه جـاری یک خواب عمیق
زندگی مرگ خلائق سر یک وقـت دقیق
زندگی جنگ جهانی سر یک سکه پول
حالیا رفتن یک عمر طــــــلائی به افـول
زندگی چیست بجز دغــدغه شـهرت و جاه
همچو خورشید دلیلی به کف و در پی ماه
زندگــــی ترس من از دزدی اشعار بلیغ
خواهش یک کلمه عشق ز یاران ودریغ
سروده شده در تابستان ۸۷
مهدی همیشه می خندید و دیگران را به خنده وا می داشت . اصلا دانشجوی مثبتی نبود . مثل ما جامعه شناسی میخواند اما هیچ علاقه ای به این رشته نداشت ...
دوست عزیزی در یک کامنت توصیه هایی جالب توجهی به من کرده که من لازم می دانم مطالبی را در مورد این کامنت اشاره کنم . این بحث من از سر جدل و به کرسی نشاتدن بی چون و چرای حرف خودم نیست بلکه برای روشن شدن یک سری مسائل مجهول هست که اتفاقا در ذهن خود من هم بوده و الان با این بهانه به آنها اشاره ای می کنم .
متن کامنت بدین شرح است :
بسیار مشعوفیم که خداوند توفیق داد سالی دیگر را در رمضانش باشیم و بندگیش را بکنیم . اما نمی دانم چه حسی است که به من گوید : تو باید همیشه از رنج ها و درد ها بنویسی ! آنانکه مبلغند و مداح خود از بزرگی ها و مدیحه ها می گویند و می سرایند !!!
ماه رمضان می آید و می رود و باز هم هیچ ! و مردمی که چند کیلو وزن اضافه کرده اند برجای می مانند ...
اگر شما هم مثل من و آقای محمود احمدی نژاد مارکوپولو بازی را دوست داشته باشید و سفر های استانی و بین المللی (۱) زیادی را تجربه کرده باشید ، حتما تا بحال بار ها دیده اید که گوشه کنار جاده های پر فراز و پر نه شیب ایران زمین جنازه هایی بس جور واجور و بس تکه تکه ولو شده و مردم و رهگذران در انتظار نعش کشی ایستاده اند تا ...