ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز مست است و در حق او کس این گمان ندارد
این روز ها بیماری از یک سو و امتحانات سنگین دانشگاه و روزگارسخت گیر از سوی دیگر ، امانم را بریده اما از آن جهت که عادت ندارم در بحثی شکست بخورم ، برای روشن شدن موضوعاتی که در وبلاگ دوست عزیزم آقای مسعود صادقی، به شکل کامنت هایی رد و بدل شد مباحث را ادامه خواهم داد و از آنجا که میدانم نمیتوانم این بحث طولانی را در قالب کامنت بگنجانم ادامه مطالب را در قالب یک پست جداگانه خواهم گنجاند ...
كُلُّ شَهْرٍ مُحَرَّمْ وَ كُلُّ یوْمٍ عَاشُورا وَ كُلُّ أَرْضٍ كَرْبَلا".jpg)
در قبایل عرب همواره جنگ بود، اما مكّه "زمین حرام" بود و چهار ماه رجب، ذیقعده، ذیالحجّه و محرّم، "زمان حرام". یعنی كه در آن جنگ حرام است. دو قبیله كه با هم میجنگیدند، تا وارد ماه حرام میشدند، جنگ را موقّتاً تعطیل میكردند، امّا برای آنكه اعلام كنند كه در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه محرّم رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت، سنّت بود كه بر قبّهی خیمهی فرماندهی قبیله، پرچم سرخی بر میافراشتند، تا دوستان، دشمنان و مردم، همه، بدانند كه جنگ پایان نیافتهاست.
آنها كه به كربلا میروند، میبینند كه جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنهی جنگ، آرامش مرگ سایه افكندهاست.
امّا میبینند كه بر قبّهی آرامگاه حسین، پرچم سرخی در اهتزاز است.
بگذار این "سالهای حرام" بگذرد!
... ... ... ...
برگرفته از كتاب حسین وارث آدم اثر دكتر علی شریعتی