گروه علوم اجتماعی شهرستان دلفان 402-1401
این وبلاگ فعالیت های همکاران علوم اجتماعی در شهرستان دلفان را ارائه می دهد
تشکیل جلسه سوّم

با سلام و احترام خدمت همکاران گرامی در آینده نزدیک یک کلاس کارگاهی به مدت 4 ساعت در باره درس جامعه شناسی 3 برگزار می گردد. کلاس بصورت تیمی خواهد بود و احتمال فیلم برداری و عکسبرداری از جلسه نیز وجود دارد. از آنجائیکه تعداد اعضای گروه علوم اجتماعی 20 نفر می باشد، هر چهار نفر یک درس را برای تحلیل مشخص نمایند و محتوای آن را بین خودشان تقسیم کنند تا براحتی مدیریت زمان داشته باشند. در صورتی که دو درس اول  به تحلیل مجدد نیاز نداشته باشند؛ لاجرم سه درس 3 و 4 و 5 که برای نوبت اول امتحان می آید محور و موضوع جلسه خواهد شد و تعداد گروهها نیز بیشتر می گردد.




نويسنده :احمد حسن زاده
تاريخ: دوشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۷ ساعت: 13:26

نقد و بررسی سه درس اوّل از کتاب جامعه شناسی 3

(احمد حسن زاده استان لرستان- نوراباد)

روش تدریس

مفاهیم اساسی، خلاصه کنید، آنچه از این درس آموختیم

گفتگو کنید، ببینیم و بدانیم، بخوانیم وبدانیم، پیشنهاد دهید در متن درس آمده

همخوانی تصاویر با متن درس

محتوای درس

نام درس

بارش مغزی، اعضای تیم و پرسش و پاسخ می تواند مفید باشد.

ذخیره دانشی، دانش عمومی و دانش علمی و تعاریف و جملات و گزاره های موجود در درس ارائه می گردد.

این قسمت در درس های مختلف یکسان نیست و چون یکسان نیست منجر به تحلیل منظمی از سوی دانش آموز نمی شود.

14 تصویر بکار رفته است. از سه تصویر بالای صفحه در ابتدای درس اوّل تصویر وسط برای دانش آموزان مبهم است. و مشخص نیست چه ارتباطی با موضوع درس دارد.

تصاویر صفحه بعد شیوه های کنش و شناخت در گذشته و حال را مقایسه می نماید که متناسب با موضوع درس می باشد.

متن درس در قالب سه عنوان(ذخیره دانشی، دانش عمومی و دانش علمی) ارائه شده است. محتوا خوب پردازش شده است اما  در صفحه 6 جاوی که می گوید جهان های مختلف اجتماعی بر اساس هویت فرهنگی تعاریف متفاوتی  از دانش علمی دارند. اولاً بین دانش و علم تفاوت معنائی وجود دارد و ثانیاً تعاریف روشن و مشخصی از واژه علم که مورد قبول اندیشمندان و دانشمندان هر رشته باشد ارائه نشده است و معیار علم بودن نه تنها روشن نیست بلکه جایگاه جامعه شناسی هم با توجه به این تشکیک در علم بودن و دانش بودن روشن نشده است.

درس اوّل

کارائی تیم، پرسش و پاسخ و روش تلفیقی

علوم اجتماعی، فواید علوم اجتماعی، شاخه های علوم اجتماعی، جامعه شناسی،[رویکردهای موجود در جامعه شناسی] و جامعه شناسی پوزیتیویستی، جامعه شناسی تفهمی- تفسیری و انتقادی

گفتگو کنید/ تأمل کنید/مقایسه کنید و بخوانیم و بدانیم هماهنگ با درس اوّل نیست یعنی از الگوی واحدی استفاده نشده است.

17تصویر در درس دوّم استفاده شده است در صفحه نخست با یک تصویر بزرگ فضاها و محیط های عینی و ذهنی و نگاه مثبت و منفی به موضوعات ارائه شده است ولی در صفحه  10 با اینکه از فواید علوم طبیعی کمتر سخن رفته است اما در صفحه بعد 4 تصویر  در حوزه علوم طبیعی بکار رفته است و با تصاویر صفحه قبل جمعاً 6 تصویر در ارتباط با علوم طبیعی می باشد. هرچند به نوعی می توان آنها را به علوم اجتماعی هم ربط داد ولی بهتر بود چند تصویر از فواید علوم اجتماعی که اشاره مستقیم داشته باشد ارائه گردد.

در نگاه اوّل به درس دوّم عناوین(علوم اجتماعی، فواید علوم اجتماعی،شاخه های علوم اجتماعی، جامعه شناسی،[رویکردهای موجود در جامعه شناسی بر اساس دوری و نزدیکی  به علوم طبیعی تیتر نشده] و سه تیتر جامعه شناسی پوزیتیویستی، جامعه شناسی تفهمی- تفسیری و انتقادی ارائه شده است که هم حجم درس را اضافه تر از درس اول کرده و هم تیترهای موجود و به تبع آن باعث افزایش حجم سؤات می گردد.

درس دوم

بارش مغزی، اعضای تیم و تلفیقی

نظم اجتماعی، قواعد اجتماعی، نظام اجتماعی جامعه شناسی پوزیتیویستی

هم اندیشی کنید، گفتگو کنید، بخوانیم و بدانیم، تأمل کنید و مجدداً بخوانیم و بدانیم که تکرا شده است.

36 تصویر در این درس مورد استفاده قرار گرفته است. که  حجم درس و صفحات مورد استفاده را افزایش داده است و برخی نیز همانند تصویر اشیاء تاریخی در صفحه 22 مکشوفه از سیستان چندان ربطی با متن درس ندارند.

با اینکه حجم درس زیاد است ولی عناوین درس محدود به 4 عنوان شده است(نظم اجتماعی، قواعد اجتماعی، نظام اجتماعی جامعه شناسی پوزیتیویستی که این عنوان در درس قبل هم مرد استفاده قرار گرفته است و ضروت چندانی نداشت مجدداً همین تیتر تکرار شود. در کنار تصاویر صفحه 23 در سمت راست که با بولت توضیحاتی ارائه شده دسته ها گروهان را تشکیل می دهند نه گردان که کلمه گروهان از قلم افتاده است.

درس سوّم




نويسنده :احمد حسن زاده
تاريخ: پنجشنبه دهم آبان ۱۳۹۷ ساعت: 15:59

خلاصه 30 صفحه اوّل کتاب اقتصاد پایه اوّل

اقتصاد چیست؟(چرا علم اقتصاد می خوانیم؟)

v   انسان روی زمین اهداف، برنامه ها و مأموریت هائی دارد. مثل آبادانی زمین، رفع نیاز خود، خانواده و دیگران

v     رفع نیاز ها از طریق منابع و امکانات صورت می گیرد.

v     در این تصویر با دو مفهوم« نیازهای انسانی» و منابع و امکانات روبرو هستیم.

  •  نیازهای انسان
  •  محرک فعالیت و تلاش اوست
  •  به عبارت دیگر انسان به دنبال احساس نیاز تصمیم می گسرد که آن نیاز را برطرف سازد و بعد از رفع نیاز احساس رضایت میکند.
  • نیاز انسان مراتبی دارد.
  1. 1.  

نیازهای اوّلیه انسان

خوراک

پوشاک

مسکن

آموزش

بهداشت و درمان

امنیت

و ...

 

اولین مرتبه نیاز مادی است. (غذا، اب، سر پناه، امنیت، نیاز اولیه محسوب می شوند).

  1.  نیازهای انسان به نیازهای مادی محدود نمی شود.(نیاز عاطفی، روحی، نیاز به علم و هنر، فرهنگ، دین، اخلاق، نیاز به ارتباط و تعامل بدون رفع اینها انسان به کمال نمی رسد).
  2.  انسان موجود کمال است( *با برآورده شدن هر نیاز احساس بی نیازی در او بوجود نمی آید.* اگر در نیاز مادی متوقف شودکمال جوئی به سیری ناپذیری بدل می شود).
  3. اگر انسان در رفع نیازها مراتب نیاز ها را به خوبی طی نکند در یک مرتبه متوقف بماند به خلق نیاز های کاذب برای خود اقدام می کند. تا حس کمال جوئی خود را سیراب کند.
  • منابع و امکانات
  • خداوند منابع و امکانات و ثروت های طبیعی و انسانی را به امانت در اختیار جانشین خود قرار داده است تا با رفع نیازهای خود و همنوعانش مأموریتی را که دارد به جا آورد. در این باره به دو نکته می توان اشاره کرد
  1. نکته اول اینکه منابع و امکانات در دست انسان محدود است.

زمین کشاورزی(*ممکن است در جامعه زیاد باشد* زمین با بازدهی بالا کم باشد* در نزدیکی محل زندگی و تجمع انسان ممکن است کم باشد).

ذخائر معدنی:*ممکن است نا شناخته باشند*یا دانش فنی انسان برای بهره برداری کم باشد.

استفاده از منابع با حفظ و صیانت از آنها و رعایت و عدالت بین نسلی همراه باشد

منابع طبیعی

سرمایه و نیروی کار محدود است.

  1. دومین نکته اگر کمبود منابع نباشد و داشته ها نامحدو.د باشد. انسان در بهره برداری مشکل دارد

یعنی هم در امکان بهره برداری محدودیت دارد(مصارف متعدد و روش ها مختلف) مثلاً زمین کشاورزی هم برای تولید پنبه است(تولید پوشاک) و هم تهیه غذا(گندم)*روش کشت و آبیاری هم گونه گون است. انسان نمی تواند همزمان و همیشه همه چیز را داشته باشد. پس باید انتخاب کند.

این دو محدودیت وضعیتی ایجاد می کند که اقتصاد دانها به آن «کمیابی» می گویند.

  • مسئله اقتصادی
  • نیازها و خواسته های انسان نامحدود است
  • انسان ، بهره برداری و منابع و امکانات محدود است.(کمیابی)
  • انسان با بهترین روش در بهترین محل انتخاب بهینه از منابع و امکانات به عمل آورند و بیشترین منافع را برای خود و جامعه تأمین کند.
  • بدین ترتیب انسان با یکی از مهمترین مسائل زندگی و موضوع اصلی علم اقتصاد یعنی انتخاب روبرو می شود.
  • دانش اقتصاد کمک می کند بهترین ها را انتخاب کنیم.(چه چیزی، با چه روشیب، توسط چه کسی، برای چه کسی، چه زمانی، چه مکانی و به چه مقداری تولید یا مصرف شود). فهرستی از انتخاب های روزمره همه ماست که با کمک دانش اقتصاد به پاسخ آنها می اندیشیم.
  • اینگونه پرسش ها در یک پرسش خلاصه می شوند.(بهترین استفاده از منابع و امکانات کدام است؟)
  • ملاک بهتر بودن این است که بتوان بیشترین منافع را از منابع بدست آورد. و سطح بالاتری از رفاه را برای انسان فراهم کرد.
  • مسئله انتخاب
  • خداوند انسان را به گونه ای خلق کرده است که به حکم فطرت و سرنوشت خود در هر انتخابی به دنبال بیشترین منافع و کمترین هزینه و ضرر هستند.
  • در صورتی که منافع از هزینه بیشتر باشد انتخاب می کنیم. و در غیر اینصورت از آن صرف نظر می کنیم.
  • ممکن است در تشخیص منافع و هزینه اشتباه  کرده و انتخاب نادرستی داشته باشیم. اما در مورذد روش انتخاب (هزینه- فایده هیچگاه اشتباه نمی کنیم.
  • برخی انسان ها عقلانیت محدود دارند
  1. منافع را صرفاً در منافع مادی و حیوانی می بینند
  2. نگاه کوتاه مدت د ارند
  3. در تعیین فهرست هزینه ها و ضررها و میزان آنها خطا می کنند.
  4. کاستن از کیفت محصول توسط تولید کننده، کم فروشی و سوء استفاده از بی اطلاعی مشتری، تخریب و برداشت بی رویه جنگل ها و آب های زیر زمینی، فردی که آخرت خود را خرج دنیایش می کند. همه برای کسب منفعت به این انتخاب ها دست می زنند اما منفعت کم و کوتاه مدت را با دائمی و بلند مدت جایگزین کرده اند. و به عبارتی عقلانی رفتار نکرده اند.
  • هزینه فرصت
  • هر انتخابی مستلزم از دست دادن انتخاب های دیگر است
  • یعنی چیزی را انتخاب می کنند و چیز هائی را از دست می دهند.
  • با انتخاب زمین، زمان و پول یک انتخاب بدست می آورند و دهها انتخاب ممکن دیگر را از دست می دهند.
  • شخصی که زمین کشاورزی دارد قبل از زراعت به این می اندیشد که در زمین خود چه محصولی بکارد
  • او فهرستی از محصولات را در ذهن خود دارد
  1. با محاسبه منافع در پایان کار، مشورت ها و مطالعات
  2. گزینه های خود را از بالا به پائین مرتب می کند. سر انجام بهترین انتخاب را انجام می دهد.
  3. با انتخاب خود یک هزینه مهم کرده است. و در فهرست خود منافع مورد انتظار از دومین انتخاب خوب خود را از دست داده است. بطور مثال با انتخاب کاشتن گندم منافع کاشتن توت فرنگی را دیگر در آن سال نخواهد داشت.
  4. مقدار منافع از دست داده گزینه دوم هزینه فرصت انتخاب گزینه اول(گندم) است.
  • تعریف علم اقتصاد
  • علم اقتصاد علمی است که انتخاب های بشر را
  • بصورت رابطه بین منابع و عوامل کمیاب-که موارد استفاده مختلف دارند-
  • و نیازهای مادی نا محدود او مطالعه و با ارائه بهترین انتخاب ها،
  • رفتار های فردی و جمعی را مدیریت می کند.
  1. تعریف سه نکته دارد (کتاب) اول نا محدود بودن نیاز ها دومکمیابی منابع و سوم امکان مصارف متعدد منابع
  2. از این رو هدف علم اقتصاد، راهنمای انسان برای بهترین انتخاب و به کار گیری بهترین روش به منظور استفاده از منابع و امکانت خویش است
  3. علم اقتصاد در باره چه موضوعاتی بحث می کند؟
  1. دانشمندان هر کدام در باره موضوعات و مسائل خاصی بحث می کنند(شیمی- مواد، زیست شناسی -جانداران).
  2. دانشمندان علوم اقتصادی هم موضوعات اقتصادی مانند: تولید، مصرف، توزیع، تجارت، قیمت، رشد، پیشرفت، فقر، مالیات و ... را با روش های علمی مورد مطالعه قرار می دهند.
  3. دانش اقتصاد کمک می کند بهترین ها انتخاب شود نتیجه آن پدید آمدن اندیشه اقتصادی است.
  4. اندیشه اقتصادی تکامل یافته علم اقتصاد را ایجاد کرده است.
  5. علم اقتصاد برای پاسخگوئی به پرسش های زیر طراحی شده است.
  6. چگونگی تصمیم گیری در باره خریدن یا نخریدن یک کالا
  7. چرا مکانیسم قیمت ها متفاوت است(افزایش، ثبات و کاهش)
  8. چرا گاهی افزایش تورم بیشتر می شود.
  9. چرا برخی موسسات سود سرشار دارند برخی ضرر و بعضی ورشکست می شوند.
  10. چرا برخی کشورها تولید زیاد دارند و بعضی کم
  11. چرا برخی رشد اقتصادی دارند و برخی ثبات رشد ندارند.
  • اهمیت علم اقتصاد
  1. جایگاهخ والائی بین مجموعه دانش و معارف بشری دارد.
  2. رشته اقتصاد در معتبرترین دانشگاههای جهان مورد توجه است.
  3. انتخاب اول دانش آموزان نخبه و مستعد است.
  4. هم عمق علمی دارد
  5. به دلیل نیاز شرکت ها و موسسات به خدمات و مطالعات اقتصاد دانان از بازار کار خوبی برخوردار است.
  6. رشته اقتصاد با تخصص های گوناگون تدریس می شود
  7. دانشگاهها با تربیت کارشناسان برجسته اقتصادی سعی می کنند اعتبر علمی خود را افزایش دهند.
  8. نشریات علمی فراوان با مقالات علمی بسیار زیاد عرضه می شود.
  • اقتصاد و آموزه های اسلامی
  1. دین اسلام سعادت انسان ها را می خواهد
  2. به دنیا و آخرت توجه دارد.
  3. سعی می کند انسان اسیر مادیات نشود و به معنویات هم توجه کند.
  4. بی اعتنائی به دنیا را برای به دست آوردن آخرت قبول ندارد.
  5. عبادت را صرفاً به رابطه فرد با خدا محدود نمی کند.
  6. به همه ارتباطات و پیوند های انسانی رنگ عبادت می زند.
  7. فقدان معاش خطری برای اعتقادات انسانی است.
  8. رفع فقر و رسیدن به رفاه پسندیده نیست.
  9. ارتقاء سطح زندگی خانواده و همنوعان  مانند جهاد در راه خدا است.
  10. عقل انسان را به تنهائی برای رسیدن به هدف کافی نمی داند. دلیل فرستادن پیامبران نیز همین است.
  11. رفع همه مشکلات انسان حتی مشکلات و نیاز های مادی در گرو عمل به آموزه های الهی است.
  12. مبارزه با ظالمان و اسعمار گران و سوئ استفاده کنندگان را در سرلوحه کار خود قرار می دهد.
  13. تلاش برای رفع محرومیت را وظیفه خود می داند.
  14. اهمیت روز افزون مسائل اقتصادیدر اجتماع و حیات جمعی انسان ها،
  15. تأثیر عوامل اقتصادی بر همه جنبه های زندگی فرد، خانواده و جامعه
  16. وضعیت نابسامان اقتصاد در جامعه آن را دچار آسیب می کند.
  17. جامعه اسلامی برای حفظ هویت خود باید به اقتصاد توجه کند.
  • چند مفهوم اولیه
  1. کالا: شیئی با ارزش اقتصادی و بازاری است که برای تدمین نیاز یا خواسته ای تولید می شود مثل: غذا، لوازم التحریر و اسباب بازی و ...
  2. خدمات: آنچه انسان در مقابل پول خریداری می کند و غیر ملموس و غیر فیزیکی است. خدمات نام دارد.
  3. کالای مصرفی و واسطه ای:کالاای که در بازار عرضه می شود و به فروش می رسد، ممکن است توسط مصرف کننده نهائی خریداری شود. و به مصرف برسد که به آن کالای مصرفی می گویند. اما هرگاه برای ادامه فرایند تولید و تبدیل آنها به کالاهای مختلف دیگر، آنها را خریداری کنند و مورد استفاده قرار دهند کالای واسطه ای می نامند. مثل گوجه برای مصرف و تهیه رب گوجه فرنگی.
  4. کالای با دوام و بی دوام: برخی کالاها خودشان مصرف نمیشوند بلکه در طول زمان خدمات انها مورد استفاده قرار می گیرد. مثل اتومبیل و یخچال به این کالاها در اقتصاد «کالای بادوام» می گویند.اگر کالای با دوام در فرایند تولید و به وسیله بنگاههای تولیدی به کار گرفته شوند،« کالای سرمایه ای» نامیده می شوند.
  5. کالای سرمایه ای: به کالاهای بادوامی که در فرایند تولید از سوی نیروی انسانی به کار گرفته می شود. کالای سرمکایه ای گویند. یخچال در منزل کالای با دوام مصرفی و در مغزه بستنی فروشی، کالای سرمایه ای است. تراکتور، ماشین آلات و غیره نیز سرمایه ای تلقی می شوند.
  6. کالاهای ضروری و تجملی: کالاهای تولیدی یا برای تأمین نیازهای اولیه است(مانند خوراک پوشاک و مسکن) یا برای تأمین نیاز های کم اهمیت تر آنان (مانند نور افشان و فرش های گران قیمت) مصرف می شود. اگر فرد با تغییر قیمت مصرف کالا را تغییر ندهد کالا ضروری محسوب می شود(مثل نمک و دارو) ولی اگر با تغییر قیمت مصرف کالا تغییر کرد کالا لوکس و تجملی  نامیده می شود.
  • بازیگران و فعالان عرصه اقتصاد
  1. افراد
  2. خانوارها
  3. سازمان ها و موسسات
  4. دولت ها و حتی موسسات بین المللی یا چند ملیتی فعالیت می کنند.
  5. افراد، خانوارها، شرکت ها، انواع موسسات انتفاعی یا غیر انتفاعی، خیریه ها و ... در تولید محصولات و یا مصرف آنها و مبادله با یکدیگر نقش ایفا می کنند. اینها بازیگران خرد اقتصاد هستند.
  6. به دولت که برای ایجاد نظم و انضباط و نظارت بر عملکرد اقتصاد یا تأمین برخی نیازهای عمومی (مثل دفاع نظامی) فعالیت می کنند « بازیگر کلان » می گویند.
  7. سازماهای اقتصادی بین المللیف جهانی یا منطقه ای هم مورد نیازند.
  • فصل دوّم ----- تولید
  • آیا منابع و امکانات طبیعتبطور مستقیم مورد استفاده قرار می گیرد؟
  • انسان قدرت خلق اشیاء را ندارد.
  • اما می تواند با تلاش مواد و محیط پیرامون خود را تغییر دهد و تولید کند.
  • انسان بر خلاف حیوانات مصنوعات و محصولات مختلف تولید کرده و تمدن ساخته است.
  • انسان برای تهیه کالا و خدمات مورد نیاز خود، به کار و تلاش نیاز دارد.
  • منابع بایستی به کالا و خدمات تبدیل شود تا نیاز ما را برآورده کند، این سلسله اقدامات همان تولید است.
  • از طریق فعالیت تولیدی، کالاها و خدمات مورد نیاز افراد افراد و جوامع تهیه می شود.
  • تولید کنندگان
  • همه فعالان اقتصادی به نوعی تولید کننده محصول (کالا یا خدمات) هستند. کشاورز، صنعتگر، تعمیرکار و ... با فعالیت خود ارزش افزوده ایجاد می کنند.
  • تولید و رسیدن به آن چجند گونه است:
  1. [هرگاه] انسان محصول آماده طبیعت را مستقیماً برداشت می کند بدون اینکه کاری روی آن انجام دهدغ مثل بهره برداری از علف مراتع، چوب جنگل ها، معان و یا ماهی دریا ها، این اقدام را که موجب مالکیت فرد می شود،« حیازت» میب نامند.

بدون این اولین تولید انسان ممکن نبوده است؛ به طور مثال اولین انسانی که گندم کاشت، بذر گندم را از گندم های وحشی به دست آورده بود. ... لذا وقتی انسان با کار خود منابع طبیعی را به تولید می رساند مثل زراعت، باغبانی و پرورش مای به این نوع از تولید احیاء می گویند.

  1. نوع دوم از تولید که صنعت نام دارد از ترکیب و تبدیل مواد حیازت شده و یا محصولات بدست آمده از احیای منابع طبیعی و ایجاد ارزش مصرفی یا مبادلاتی در آنها بدست می آید مثل صنایع غذائی یا پوشاک و پتروشیمی
  2. نوع سوم تولید، تولید محصولاتی است که محسوس و ملموس نیست و به عبارت امروزینمحصولات نرم بشمار می رود. به این دسته از تولیدات خدمات می گویند.

¨ یک موسسه تولیدی به بهره برداری از معادن آهن اقدام می کند.

¨ موسسه دوم سنگ آن را در مرحله اولیه فراوری و به نرمه سنگ آهن و سپس گندله(آهن اسفنجی) تبدیل و به مجتمع فولاد سازی عرضه می کند.

¨  موسسه سوم گندله را به محصولات فولادی از مله ورقه فولادی تبدیل می کند.و در کارخانه اتومبیل سازی برای ساخت بدنه بکار می رود

¨  در نهایت اتومبیل به بازار عرضه می شود و در اختیار مصرف کنندگان قرار می گیرد.

¨  در مثال فوق هر موسسه ای بر روی محصول موسسه قبلی کار و « ارزش افزوده» ایجاد می کند.

  • انگیزه تولید کنندگان
  1. برطرف کردن نیاز خود، خانواده و تأمین منافع شخصی است.
  2. کسب روزی حلال
  3. خدمت به هم نوعان
  4. آبادانی و موفقیت کشور است که علادت تلقی می شود.
  5. انگیزه های انسانی و ملی
  • تولید کنندگان بر اساس انگیزه خود به دو دسته عمده انتفاعی و غیر انتفاعی تقسیم می شوند.
  • Ø         عوامل تولید: تولید کنندگان برای انجام فعالیت های تولیدی خویش به ورودی های مختلفی نظیر نیروی کار، مواد اولیعه، تجهیزات و سایر ملزومات نیازمندند که به آنها نهاده های تولید یا عوامل تولید می گویند.
  • تولید کنندگان کالاهای مختلف به نهاده های متفاوت نیاز دارند. مثلاً موسسه تولید محصولات کشاورزی به زمین کشاورزی، نیروی کار، آب، کود، انبار و سردخانه نیاز دارد.
  • در حالی که موسسه تولید محصولات صنعتی به نیروی کار، ماشین آلات، مواد اولیه و نظایر آن نیازمند است.
  • عوامل تولید به سه دسته تقسیم می شوند:
  1. منابع طبیعی: در جریان تولید کالا و خدمات از امکانات و منابعی استفاده می کنیم که خداوند از طریق طبیعت در اختیار ما قرار داده ست. مثلاً کشاورز به زمین نیاز دارد و صیاد به دریا و صنعتگر به موادی که از معادن استخراج می شود.
  2. سرمایه به دو دسته تقسیم می شود:
  • سرمایه فیزیکی: به کالاهای با دوام سرمایه ای که در جریان تولید به کار گرفته می شود « سرمایه فیزیکی» گفته می شود. مثل تجهیزات و ماشین آلات تولید.
  • سرمایه مالی: سرمایه مالی صرف خرید یا اجاره سرمایه های فیزیکی(زمین یا دستمزد) می شود.
  1. عوامل انسانی: تولید و فراهم آوردن محصولات مورد نیاز با استفاده از منابع طبیعی، نیازمند کار و تلاش انسان است.
  • عوامل مولد انسانی شامل:
  1. نیروی کار(کارگر ساده)
  2. کارفرما (صاحب کسب و کار محصول)
  3. مدیر، متخصص و کار آفرین است. گاهی از متخصصان به عنوان سرمایه انسانی یاد می شود.
  • انسان به عنوان برترین عامل تولید به شمار می رود.
  • سازمان تولید
  • جایگاه و نقش هریک از عوامل تولید را تعیین می کند.(یعنی تولید کننده و صاحب اصلی محصول کیست؟)
  • دو حالت دارد: گاهی سازمان تولید مشارکتی است و همه عوامل تولید صاحب محصول هستند و [نتیجه] به طور مساوی یا نسبتی تقسیم می شود.(مثلاً صاحبان زمین، بذر، تراکتور، و نیروی کار همه با هم، یک واحد تعاونی کشت و صنعت راه اندازی می کنند و به تولید گندم می پردازند و عواید را نیز بین خود تقسیم می کنند.
  • گاهی هم مالکیت کسبل و کار تولیدی متعلق به یکی یا بصورت مشترک به برخی از عوامل تولید است. مثلاً صاحب سرمایه یا زمین به تنهائی مسئو.لیت تولید را بر عهده می گیرد و یا مشترکاً با صاحب تراکتور «صاحب تولید» می شوند.
  • انواع سازمان های تولیدی به
  1. سازمانهای تعاونی
  2. خصوصی
  3. سهامی خاص
  4. سهامی عام تقسیم می شوند.
  • هزینه تولید
  • تولید کنندگان برای تولید نیاز به محلی به نام کارگاه، مغازه یا دفتر کاردارند.
  • مغازهماشین آلات، ابزار و سرمایه فیزیکی لازم دارند
  • به مواد اولیه و کارگر هم نیاز دارند
  • مبالغی که تولید کنندگان برای تولید صرف می کنند هزینه های مستقیم تولید نامیده می شود.
  • برای رسیدن به عایدی و خرمن و نیز اجاره زمین هزینه می پردازند
  • به کارگران خود مزد یا حقوق می پردازند.
  • از سرمایه فیزیکی مثل تراکتور و گاوآهن استفاده می کنند.
  • در اسلام عوامل انسانی هم می تواند صاحب تولید باشد و هم دستمزد بگیرد
  • ربا در اسلام حرام است پول و سرمایه فیزیکی(تراکتور) مثل هم سود نمی برند.
  • درآمد و سود
  • با فرووش محصولات درامد به دست می آید.
  • اگر میزان درامد از هزینه بیشتر باشد می گوئیم تولید کننده سود برده است.
  • میزان سود برابر است با تفاوت درامد و هزینه
  • درامد کل محصول است ضربدر قیمت
  • سود مساوی با درآمد منهای هزینه های مستقیم است.
  • هزینه غیر مستقیم هزینه فرصت نامیده می شود مثلاً کسی که تراکتور خود را اجاره نمی دهد اما برای خود کار می کند در کار خود هزینه کرده است.
  • هزینه های تولید شامل هزینه های مستقیم و هزینه های فرصت است.
  • سود اقتصادی یا ویژه مساوی با درآمد منهای هزینه های مستقیم و غیر مستقیم است.
  • اگر درآمد ها از هزینه کمتر باشد تولید کننده دچار ضرر شده است.
  • بنابراین باید از وضعیت زیان دوری کرد.
  • ممکن است با صرفه جوئی و افزایش بهرهوری سود خود را افزایش و هزینه ها را کاهش دهد.
  • بازیابی و فروش مناسب هم می تواند به کسب سود کمک کند. چون موجب افزایش درامد می شود.

احمد حسن زاده 30/07/1397




نويسنده :احمد حسن زاده
تاريخ: سه شنبه یکم آبان ۱۳۹۷ ساعت: 18:5