شهادت اسماعیل هنیه و تأثیر آن بر روند تحولات جهانی انتشار خبر شهادت اسماعیل هنیه، موج عظیمی از تاثر و تاسف را در میان ملتهای مسلمان، بویژه در محور مقاومت، به رهبری جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرد. نگارنده این حادثه بزرگ را به امت اسلامی، مردم مسلمان و مظلوم فلسطین، محور مقاومت و ملت ایران که میهمان گرانقدر خود را(در فاصله کوتاهی بعد از مراسم تحلیف ریاست جمهوری) از دست دادند، تسلیت میگوید؛ و موارد زیر را به مسؤلین امر یادآور می شود. ۱- بر اساس یک گزاره ماندگار، دشمن سه نوع است (خود دشمن، دشمن دوست و دوست دشمن شما) نیروهای امنیتی من بعدالیوم باید به دنبال شناسایی بیشتر کسانی باشند که در داخل کشور، تکیهگاه دشمن شده و تا جایی پیش رفته اند که میتوانند محل میهمانان گرانقدری چون اسماعیل هنیه را در کوتاه ترین زمان ممکن، به انها، گزارش دهند و یا مجری اوامر دشمن در داخل کشور شوند. ۲-پاسخ به این حادثه دردناک وظیفه بزرگی است که بر دوش ملت ما در دفاع از مردم مظلوم فلسطین، خونخواهی میهمان خود و حیثیت امنیتی کشور گذاشته شده است. همانطور که در پیام امیدوار کننده مقام معظم رهبری آمد، دشمن زمینه مجازات سختی را برای خود فراهم ساخته است و فرماندهان نظامی از وعده صادق ۲ برای مردم سخن گفتند که قطعا ملت نیز منتظر آن خواهد ماند. و شادی خود را در روزی که موشک های دوربرد ما قلب دشمن را بشکافد، نشان خواهند داد. ۳- سفر نتانیاهو به آمریکا و سخنرانی ابن جنایتکار در کنگره آن کشور، مقوم عملیات های تروریستی دولت صهیونیستی شد که اقدام تروریستی شب گذشته، میتواند بزرگترین اشتباه محاسباتی آنها را در شرایط فعلی به دنبال داشته باشد. زیرا عواقب آن هزینه های بسیار سنگینی را بر دولت فاسد و آدمکش اسراییل تحمیل میکند. ۴_ نزدیک شدن کشتیهای دولتهای غربی به ساحل شرقی مدیترانه برای تقویت رژیم سفاک اسراییل و تهدید جبهه مقاومت است که نباید نادیده گرفته شود. ۵- نیم نگاهی به دولت آذربایجان و گسترش روابط آن با رژیم اسراییل در چنین شرایطی که مردم مظلوم غزه هر روز شاهد قتل و کشتار و شهادت فرزندان و عزیزان خود هستند، برای هیچ مسلمانی قابل قبول و یا تحمل نیست. به دولت ترکیه هم که برای خوشایند مردم خود، وعده دفاع از مردم لبنان را میدهد؛ نباید خوش بین بود، چرا که در کوبیدن پایگاه اسراییل توسط ایران درمانهای گذشته، در اقلیم کردستان، با محکوم کردن ایران در کنار دشمنان مردم لبنان قرار گرفت. و یا بکارگیری لفظ کودک کش توسط اردوغان برای اسراییل با مواضع دوگانه سیاسی و اقتصادی که در قبال آن جرثومه فساد دارد، همواره شناور ماندن در دو سر طیف را نشان میدهد که علامت مثبتی برای ثبات رفتار سیاسی وی نمی تواند باشد. و همه این محرکها برای افزایش اعتبار در دنیای اسلام و ورود و پذیرش در اتحادیه اروپا قابل تحلیل است نه باورهای قلبی و اعتقادی حاکمان کشور ترکیه. ۴- چرخش حاکمان اقلیم کردستان بسوی ایران حرکت عاقلانه ای از جانب خاندان بارزانی بود که با دور کردن دشمنان ایران در آن اقلیم، اعم از نیروهای اپوزیسیون و نیروهای موساد می تواند اعتماد دولت ایران بسوی انها را بیشتر کند. ۶- کشورهای عربی همچنانمرعوب دولت اسراییل بوده و دل در گرو پیمانهایی بسته اند که با دنیای غرب دارند. تا شاید چند روزی عمر خویش را در مسند حاکمیت سرزمینشان بیشتر نمایند. لذا آنها آرمان رهایی فلسطین را نادیده گرفته و همچنان سیاست سکوت، سازش و سازگاری با غرب را پیشه خود کرده اند، که به نفع مسلمان نبوده و به نوعی همراهی با دشمن تلقی میشود. ۷- مسأله فلسطین از یک مسأله منطقه ای به یک مسأله جهانی تبدیل شده و انسانهای آزاده را حول محور خود جمع نموده است و می رود تا ارزشهای انسانی را که بواسطه تلاشهای ایران، ساليان سال تبلبغ و ترویج شده است، مورد توجه بیشتر قرار دهد و می رود تا تهدیدی برای حاکمان آنها شود که از مواضع خود عقب نشینی نمایند. ۸- از همه اینها گذشته دولت اسراییل نمی تواند یک دولت سازگار با دیگران باشد و به قواعد انسانی و بین المللی پایبند شود؛ لذا، هر دولتی در منطقه باید برای امحاء آن تلاش نماید و در این راستا هزینهای تحمیل شده بر مردم فلسطین را با حمایت خود کاهش دهد. ۹- روسیه درگیر جنگ با اوکراین شده و دولتهای غربی از رسیدن جنگ به دروازه اروپا و درگیر شدن با روس ها نگرانند و هزینههای زیادی را برای سرپا نگه داشتن اوکراین میپردازند. از جانب دیگر تشویق اسراییل برای سرکوب کردن مردم مسلمان غزه و وارد نمودن ایران به یک درگیری دامنه دار را برای کاستن از فشار روسیه در جبهه اوکراین، در شرایطی که تصور میرود ایران متحدی قوی برای روسیه است، مورد توجه قرار داده اند، تا بتوانند به نوعی تعادل قوا در دوسوی اروپا برسند. البته این مهم را با حفظ موقعیت اسراییل توسط آنها و ایجاد برتری و تجهیز آن کشور، در دستور کار خود دادهاند، تا شاید بتوانند، همانند گذشته، منافع استعماری خود را تأمین نمایند. ۱۰- اما غافل از همه این مسایل، عدم پیش بینی رفتار حوثی ها در یمن که به پشتوانه موشک های دوربرد و در اختیار، هم عربستان را سر جای خود نشاند، هم به اسراییل ضربه های جدی وارد کرد و هم ترکتازی غربیها در دریای سرخ را محدود نمود، باعث افزایش هزینه های حمل و نقل دریایی برای غربیها شده است که اگر عاقلانه مسایل را رصد کنند با لشکر کشی به جانب مدیترانه نمیتوانند از مشکلاتی که خود، چون پیله در اطراف خویش تنیده اند، خلاص شوند. ۱۱- در این میان نیز رعایت حقوق بینالملل و قواعد حاکم بر آن باعث شده ایران بصورت مستقیم نتواند وارد عمل شود و دولت اسراییل را به خاطر رفتارهای وحشیانه که در قبال مسلمانان غزه در پیش گرفته، سر جای خود بنشاند، اما بروز حوادثی که در سوریه اتفاق افتاد و منجر به وعده صادق در ماههای گذشته گردید، و در حادثه اسفناک دیشب مشابه آن در قلب تهران تکرار شد، میتواند فرصتهای طلایی برای ایران باشد، تا پاسخی کوبنده، سخت و نجات بخش برای مردم فلسطین و تحمیل کننده شکست برای دولت اسراییل فراهم کند. این عمل میتواند با ضربه زدن به زیرساختهای حیاتی و فلج کننده دولت اسراییل محقق شود. ۱۲- از همه اینها گذشته مردم ایران باید از دولت مردان و نیروهای نظامی خود بخواهند قویترین سلاحهای بازدارنده را بیش از گذشته در دستور کار خود قرار دهند، بهگونهای که هیچ دشمنی را هرگز و در هر شرایطی، وسوسه انجام ترور در خاک ایران به دل نیفتد.